۱۶ آبان

من اینجا نیستم ، هیج جای این دنیا نیستم تو گذشته هامم
تو اون تخت خواب کنار پنجره ، تو اون روز بارونی ، کنار شومینه …
… تو این روز های بارونی ، تو اون پارک روی همون نیمکت روی اون مقوا ها و کارتن پاره ها نشسته ام
… من اینجا زنده ام و تو گذشته هام زندگی میکنم …
خوبی !؟
- خوب نباشم چه کنم !
یعنی چی !؟
- بعضی آدم ها محکومند …
محکوم به چی !؟
- خوب بودن …
یعنی چی !؟
- مثل برگ ها، که محکومند …
به چی ؟
- به افتادن …