ba90

چرا ما ، چرا من ،چرا ؟
این همه بد شانسی بد بیاری …
می دونم آخر خط اینجا نیست ، می دونم همه اینارو می دونم ولی چرا ؟

روزمرگی ها از راه می رسه ، با اینکه تازه از سفر اومدم اما هنوز روحیه ام خرابه
این تلقین نیست ، نه نیست اما من خسته ام خیلی خسته ام …

بنگر به جهان، بنگر به جهان، چه طرف بربستم؛ هیچ
وز حاصل عمر، وز حاصل عمر، چیست در دستم؛ هیچ
شمع طَرَبم، شمع طَرَبم، ولی چو بنشستم، هیچ
من جام جم‌ام، من جام جم‌ام، ولی چو بشکستم، هیچ

افسوس که بی‌فایده فرسوده شدیم
وز داس سپهر سرنگون سوده شدیم
دردا ندامتا که تا چشم زدیم
نابوده به کام خویش نابوده شدیم

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حل معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده براُفتد نه تو مانی و نه من

از من اثری ز سعی ساقی مانده‌ست
وز زمزمه‌ی عطر اقاقی مانده‌ست
وز باده‌ی دوشین قدحی بیش نماند
از عمر ندانم که چه باقی مانده است

بنگر به جهان، بنگر به جهان، چه طرف بربستم؛ هیچ
وز حاصل عمر، وز حاصل عمر، چیست در دستم؛ هیچ
شمع طَرَبم، شمع طَرَبم، ولی چو بنشستم، هیچ
من جام جم‌ام، من جام جم‌ام، ولی چو بشکستم، هیچ

محسن نامجو – آلبوم سنتی ها – هیچ